پاسخ: از مؤسسه ليلة القدر http://einsad.ir/Main.php?pid=question_answer_form&id=104&start=1&tedad=10

سلام عليكم

يكي از مسائل مهم در قانونگذاري و تشريع، ارائه يك شاخص و نشانه يا به اصلاح فقهي آن أماره است تا مكلفين در مقام عمل ملاك روشني براي انجام تكليف داشته باشند و از سردرگمي نجات پيدا كنند. اين مسأله در تمام قانونگذاري‌ها رعايت مي‌شود. به عنوان مثال در بسياري از كشورها 18سالگي به عنوان سن قانوني براي افراد جامعه  مشخص شده است كه طبق آن حقوق و حدود افراد متفاوت است. كسي  كه به سن18 سالگي نرسيده باشد در صورتي كه جرمي مرتكب شود، مجازات كامل در مورد او انجام نمي‌شود. به نظر شما آيا مي‌توان به اين قانون اشكال گرفت كه: چه تفاوتي ميان كسي كه يك روز است به سن قانوني رسيده با كسي كه يك روز مانده به اينكه به سن قانوني برسد وجود دارد؟  يك انسان، در يك روز آنقدر تغيير نمي‌كند كه بتوان ميان مجازات او  در يك روز با روز  قبل از آن تفاوت قائل شد. با اين حال براي اينكه ملاك واضحي براي تشخيص تكليف براي مكلف و اجراي حدود براي حاكم وجود داشته باشد، يك علامت و نشانه براي آن در نظر مي‌گيرند.

در مورد سن تكليف هم همينطور است. به طور معمول پسرها در سن 15 سالگي دچار تحولاتي در جسم و عقل و روح و روان خود مي‌شوند و نيازها و گرايشات تازه‌اي براي آنها مطرح مي‌شود. هم عقل و نيروي سنجش آنها در حد معمول و براي تشخيص خوبي و بدي امور، شكل مي‌گيرد هم از لحاظ عاطفي احساسات و  نيازهاي جديدي در آنها به وجود مي‌آيد و هم غريزه جنسي آنها به گونه اي متفاوت با دوره قبل از آن رشد مي‌كند و متحول مي‌شود.

توجه داشته باشيد كه فرد در اين سن در هيچ يك از سه حوزه عقل و احساسات و غريزه جنسي،  به حد كمال نمي‌رسد و  اينجا منظور از بلوغ، نسبت به دوره قبل از آن است. بنابراين در دوره بلوغ، در انسان، تحولي محسوس  نسبت به دوره قبل از آن شكل مي‌گيرد؛ به گونه‌اي كه مي‌توان ميان اين دوره و دوره قبل از آن تفاوت قائل شد.

بنابراين همانگونه كه خود شما هم فرموده‌ايد، معيار تكليف در دين اسلام معرفت است و نه مقدار سن افراد. و تنها براي تشخيص اين مسأله چند اماره مانند: سن، احتلام و... بيان شده است. سن 15 سالگي به خاطر اين است كه معمولا  نيروي سنجش در اين سن شكل مي‌گيرد و احتلام هم به خاطر اين است كه به طور معمول بلوغ جنسي و بلوغ عقلي تقريبا همزمان در افراد به وجود مي‌آيند. بار ديگر تأكيد مي‌كنيم منظور از بلوغ عقلي، تكامل عقلي نيست. بلكه حدي از رشد نيروي سنجش انسان براي تشخيص خوبي‌ها و بدي‌ها به طور معمول است.

شاهد اين مطلب كه معيار تكليف در دين اسلام معرفت است آن است كه مجانين، جاهلان  به احكام، افرادي كه دين به آنها نرسيده است و ... مورد بازخواست قرار نمي‌گيرند. ملاك معرفت در اسلام آنقدر مهم است كه نه تنها ميان بالغين و غير بالغين تفاوت قائل شده است. بلكه حتي خود بالغين هم از هم تفكيك شده‌اند. در دين، كسي كه معرفت بيشتري دارد، هم عمل او ارزش بيشتري دارد و هم اينكه در صورت مخالفت با دين، مجازات بيشتري در انتظار اوست. در مقابل شخصي كه از معرفت كمتري برخوردار است، عمل او ارزش كمتري خواهد داشت و در صورت مخالفت، مجازات كمتري دارد.

موفق باشيد.

*************************************************** جواب از مؤسسه راه روشن ( استاد عدالتيان)http://www.rahe-roshan.com/

باسلام، در هر برنامه ریزی و تصویب قانون برای اینکه نظم و ثباتی در کار باشد باید ملاک مشخصی را تعیین نمود و موارد استثنایی را حکم مستقلی برای آن قرار داد. مثلا شما ملاحظه می کنید که در عبور از چراغ قرمز فردی که مریض دارد یا آمبولانس یا ماشین آتش نشانی می خواهد عبور کند و یا مواردی هست که توقف پشت چراغ مشکل دارد. اما نمی شود قانون گذاشت که هرکس هروقت احتیاج دارد از چراغ عبور کند. برای موارد استثنایی احکام مستقلی وضع شده و آنها جداگانه بیان شده که مثلا حکم آمبولانس یا ماشین آتش نشانی چیست؟
در این مورد هم چون عموم دختران و پسران در این سن که مشخص شده به حداقل تشخیص می رسند از همان جا تکلیف شروع شده که همگان از آثار تکلیف بهره مند باشند. البته برای افراد استثنائی احکام جداگانه وضع شده است. مثلا اگر پسر یا دختری در سن تکلیف قادر به انجام تکلیف نباشد تکلیف از او برداشته می شود. یا اگر کسی با فکر خود تلاش خود را بکند و به نتیجه دیگری برسد همان نتیجه از او قبول می شود. پس قانون برای اکثریت و عموم وضع شده و برای موارد استثنا قانون جدا و مستقل وضع شده است. موفق باشید.

****************************** پاسخ از سايت حاج حسين انصاريان
http://www.erfan.ir/q&a/viewQuestion.php?send=111058&sender=2016e4ddbf9671d19817c6d6086b16b7

مسأله سن بلوغ دختر و پسر مربوط به فروع دين و انجام و ترک واجبات و محرمات است که از آن به بلوغ شرعي تعبير مي شود و آنچه که در اصول دين و پذيرفتن اصل شريعت و دين مطرح است بلوغ عقلي است - يعني شخص به سني برسد که قدرت تشخيص خوب و بد - و حق و باطل را داشته باشد گاهي اين مرحله از رشد در دختران و پسران قبل از سن بلوغ شرعي است و گاهي سال ها بعد از بلوغ شرعي. به همين دليل برخي از علماء قائلند بچه بعد از رسيدن به بلوغ شرعي از نظر رفتار مسلمين با او (ارث و کفن و دفن در قبرستان مسلمانان و امثال آن...) ملحق به اسلام است

******************************پاسخ: سايت شهر سؤالhttp://www.soalcity.ir/comment/3455#comment-3455

سلام علیکم و وقت بخیر
تحصیل و علم آموزی با کسب معرفت در هم تنیده است. اما آیا این پروسه با علم و آگاهی شروع می شود؟ آیا کودکان شش و هفت ساله که راهی مدرسه می شوند، خود با معرفت و شناخت مسیر علم آموزی را انتخاب کرده اند؟ یا آنکه هر چند به این بلوغ فکری نرسیده اند که راه را خودشان انتخاب کنند، اما باید در مسیر قرار گیرند؟
مسلمان باید اعمال و روش زندگی اش را با معرفت برگزیند. اما معنای این جمله نیست که تا معرفت کسب نکرده دست روی دست بگذارد و هیچ کاری نکند.
درباره سن نیز دقت کنید که ما مفهومی به نام ممیز داریم که حتی اگر کسی به سن تکلیف نرسیده باشد، اما تشخیص پیدا کرده باشد، در احکام در مسائل مختلف به مکلفان ملحق می شود. و درباره کسی که تا سی سالگی به بلوغ فکری نرسیده است نیز همان سخن بالا مطرح است. که بی معرفت نباید بی کار بنشیند.
البته باید توجه کرد که معرفت یک امر بسیط نیست بلکه مراتب و درجات بسیار متعددی دارد. از همین رو همگان باید در صدد افزایش معرفت خویش باشند.

*****************پاسخ حجت الاسلام علي پور

اينطور كه از ظاهر روايات بر مي آيد ، يك نوجوان قبل از سن بلوغ جنسي مي تواند به بلوغ فكري و عقلي برسد،‌در نتيجه تواناني و شرايط مكلف شدن را دارد - در جواب اين سؤال كه پس چرا خيلي ها نرسيده اند ؟ گفته مي شود كه ،به جز آنهايي كه حقيقت به آنها نرسيده و در شرايطي بوده اند كه امكان رسيدن به حقيقت براي آنها وجود نداشته 1 ، بايد گفت اكثر افراد جاهل مقصر هستند  و در روز قيامت از آنها سؤال خواهد شد كه چرا آگاه نشدي ؟ « هلا تعلمت » (امالی مفید ص  228) ‌چرا دنبال حقيقت نرفتيد؟ اينها بايد پاسخگو باشند 

------------------------------1. قُلِ ٱللَّـهُ  ۖ شَهِيدٌۢ بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ ۚ وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ (انعام19).

بگو: خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن بر من وحى شده است تا شما را و هر كس را كه به او برسد بيم دهم.