من‌ به‌ كساني‌ كه‌ براي‌ طلبگي‌ مي‌آمدند، مي‌گفتم‌:  " وقتي‌ وارد روحانيت‌ بشويد كه‌ تمامي‌ راه‌ها پيش‌ پايتان‌ باز باشد{يعني قدرت انتخاب چندين راه را داشته باشيد} ولي تنها به‌ خاطر اهميت‌اين‌ راه‌ به‌ انتخاب‌ آن‌ دست‌ زده‌ باشيد، نه‌ اين‌ كه‌ به‌ خاطر بي‌كاري‌ و بيچارگي‌بياييد; كه‌ با حضور چاره‌ بازخواهيد گشت‌ " و مي‌گفتم‌: " خيال‌ نكنيد كاري‌ ازدستتان‌ ساخته‌ نيست‌ " و بعد اشاره‌ مي‌كردم‌ من‌ خودم‌ هنگامي‌كه‌ طلبه‌ شدم‌،كاخ‌ سفيد را هم‌ ديدم‌ و آمدم‌ و اين‌ است‌ كه‌ كاخ‌ها براي‌ من‌ ديگر مسأله‌اي‌نيستند و توضيح‌ دادم‌ كه‌ من‌ مي‌توانستم‌ با چند سال‌ اقامتم‌ در آمريكا تبعه‌شوم‌ و در زد و بندها هم‌ شركت‌ كنم‌ و با پدرسوختگي‌ها، كه‌ مايه‌اش‌ را هم‌دارم‌ و با خودفروشي‌ها، كه‌ مي‌توانم‌ گران‌ هم‌ بفروشم‌، به‌ رياست‌ جمهوري‌امريكا هم‌ برسم‌. من‌ اين‌ همه‌ را ديده‌ام‌ و آمده‌ام‌... تو هم‌ اگر نبيني‌ و بيايي‌،به‌ بن‌ بست‌ مي‌رسي‌ و دربند مي‌ماني‌. مخصوصا آن‌جا كه‌ دوستان‌ هم‌ قربه‌الي‌ اله‌ شكايت‌ مي‌كنند.

استاد علي صفائي حائري